ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

مقدمه 19

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

به امور مادى از همهء وجود او آشكارا بود ، و در جهان علم و حقيقت‌جوئى و در عالم اخلاق و وارستگى مردى با ارج و گرانقدر به نظر مىآمد . گفتم : « حقيقت‌جوئى » و واقعا متأثر شدم ، زيرا هرچند در علم روانشناسى « حقيقت‌جوئى » و علاقه بكسب مجهول از تمايلات عالى انسان شمرده شده است ، اما در زمان حاضر برخى دانشمندان « يا متظاهران بدانشمندى » حقيقت‌جوئى را وسيله كسب مال و جاه و شهرت قرار داده‌اند و بجاى نقادى علمى كه شريف‌ترين كار انسانى است بمتهم ساختن يكديگر و ناسزا گوئى به امثال خويش مىپردازند ، و خلاصه علم و كشف مجهول را فداى غرضهاى شخصى و خودپسنديهاى آشكارا مىكنند . از اين بحث آزاردهنده كه جان آدمى را مىآزارد و بسيارى از جوانان پاكدل را به برخى دانشمندان بىعقيده و بىاعتماد مىسازد بگذريم ، تنها غرض من از اين يادآورى اين است كه يك فرد واقعا حقيقت‌جو و مشتغل بدانش و دور از همهء اين پستيها و خودپسنديها را معرفى كنم ، و اين فرد معلم حبيب‌آبادى بود كه هر بىنظرى كه او را مىشناخت عين عقيده مرا نسبت بوى داشت . معلم در كارهاى علمى عمر پربركتى داشت ، بسيار چيز نوشته ، اما تنها روى كاغذ را سياه نكرده بكه خود را روسپيد ساخته است . تقريبا آنچه از قلم اين مرد تراوش كرده مستند است و رجوع بمدارك و مراجع آن هم آسان . « بديهى است مقصود از مستند بودن اين نيست كه همه آنچه را نوشته واقعا صحيح و مطابق واقع است ، كدام نويسنده يا مورخ مىتواند چنين ادعائى بكند ! » . معلم در همهء نوشته‌هاى خود اولا از راه بىطرفى منحرف نشده و خامه را بناپاكى نيالوده و تا آنجا كه توانسته بتحقيق و موشكافى پرداخته و بمدارك و منابع متوسل شده است . ثانيا در هر حال عفت قلم را رعايت كرده ، باادب سخن رانده ، ناسزا نگفته ، به هتاكى نپرداخته و حتى در مورد كسانى كه از نظر مذهبى با آنان مخالف بوده شرط ادب و انسانيت را رعايت كرده ، نامشان را بزشتى نبرده ، و مانند برخى كودكان از ادب دور و خامه در دستانى ناآزموده و نابخرد خامه را با فحاشى و هرزه درآئى و ناسزاگوئى كثيف و نجس و آلوده نساخته است . نگارنده به‌هيچ‌وجه درصدد نوشتن شرح زندگى خصوصى و تفصيلى معلم حبيب‌آبادى